روش دومارتن:
روش دومارتن:
فرمول دومارتن: I=P/T+10
ضريب خشكي دومارتن = I
بارندگي سالانه به ميليمتر(mm) P=
درجه حرارات سالانه (c) T=
طبقه بندي دومارتن:
*خشك I < 10
نيمه خشك 19.9 >I > 10
مديترانه اي 23.9 >I > 20
نيمه مرطوب 27.9 >I > 24
مرطوب 28 > I > 34.9
بسيار مرطوب I > 35

برطبق محاسبات انجام شده در فرمول دومارتن مقدار i=5.92443 براي كرمان بدست مي آيد بنابراين اقليم كرمان بر اساس طبقه بندي دومارتن خشك محسوب مي شود.
طبقه بندي سليانينف:
طبقه بندي سليانينف:
فرمول سليانينف: C=∑P/0.10∑H
مقدار تجمعي دماي بالاتر از 10 درجه سلسيوس ضربدر تعداد روزهاي هرماه =∑H
مجموع بارندگي درماههايي از سال كه دما بالاتر از 10 درجه سانتيگراد است=∑P
ناحيه بندي سليانينف:
*فرا خشك C < 0.2
خشك 0.2 < C < 0.39
نيمه خشك شديد 0.4 < C < 0.69
نيمه خشك متوسط 0.7 < C < 0.99
نيمه خشك ضعيف 1< C < 1.29
نيمه مرطوب 1.3< C <1.6
مرطوب C > 1.6
*- براساس محاسبات انجام شده از طريق فرمول سليانينف و با توجه به مقدار C=0.139567 اقليم كرمان فراخشك محسوب مي شود.
روش گورژينسكي:
روش گورژينسكي:
فرمول گورژينسكي: C=(1.3A/SinB)-36.3
ضريب بري برحسب درصد C=
عرض جغرافيايي B=
ميانگين بارندگي دوره آماري P=
A=Tmax-Tmin
ميانگين حداكثر دماي گرمترين ماه سال = Tmax
ميانگين حداقل دماي سردترين ماه سال Tmin =
طبقه بندي گورژينسكي:
بررسي بحري يا بري بودن
بحري شديد 0 < C < 20
*بحري 20 < C < 30
نيمه بحري 30 < C < 40
نيمه بري 40 < C < 50
بري 50 < C < 60
بري شديد C < 60
بررسي دما(سردي يا گرمي)
بدون زمستان 11 < Tmin < 15
زمستان گرم +7 < Tmin < 11
زمستان ملايم +3 < Tmin < +7
زمستان نسبتا سرد -1 < Tmin < +3
*زمستان سرد -5 < Tmin < -1
زمستان بسيار سرد -9 < Tmin < -5
بررسي رطوبت(بارندگي):
مرطوب P > 800
نيمه مرطوب 500 < P < 800
نيمه خشك 300 < P < 500
نيمه خشك تا خشك 200 < P < 300
*خشك P < 200
برطبق مقدار C=20.85857 بدست آمده از فرمول گورژينسكي اقليم كرمان بحري با زمستان سرد و خشك مي باشد.
طبقه بندي ايوانف:
طبقه بندي ايوانف:
فرمول ايوانف: i=P/ ∑E
ضريب رطوبتي ايوانف i=
مقدار بارندگي سالانه به سانتيمتر(cm) P=
جمع تبخير در ماههاي سال به سانتيمتر(cm) = ∑E
E= 0.0018 (2.5+T^2)(100-r)
تبخير ماهانه برحسب سانتيمتر(cm) E=
متوسط درجه حرارت ماهانه T= (c)
متوسط رطوبت نسبي برحسب درصد= r
اول r و T را براي هرماه از سال يافته و در فرمول قرار مي دهيم تا E بدست آيد.
محاسبات انجام يافته براي كرمان :
|
ماههاي سال |
مقدار تبخير به cm |
|
فروردين |
47.8 |
|
ارديبهشت |
80 |
|
خرداد |
117.3 |
|
تير |
128.5 |
|
مرداد |
108.7 |
|
شهريور |
80 |
|
مهر |
45 |
|
آبان |
18.2 |
|
آذر |
6.8 |
|
دي |
4.2 |
|
بهمن |
9.6 |
|
اسفند |
23.1 |
|
جمع سالانه |
669.2 |
طبقه بندي ايوانف:
مناطق بسيار مرطوب جنگلي i>1.5
مناطق مرطوب جنگلي 1.49>i>1
مناطق استپي جنگلي 0.99>i>0.6
استپي(مناطق كم رطوبت) 0.59>i>0.3
*بياباني 0.29>i>0.13
صحرايي 0.12>i>0.0
برطبق محاسبات انجام شده مقدار ضريب رطوبتي ايوانف براي كرمان i=0.228469 بدست مي آيد كه بر اساس طبقه بندي ايوانف اقليم منطقه كرمان بيابان محسوب مي شود.
طبقه بندي آمبرژه:
طبقه بندي آمبرژه:
در اين فرمول m وM بر حسب درجه كلوين مي باشند.بنابراين
فرمول آمبرژه = ] Q2=2000P/[(M+273.16)^2 * (m+273.16)^2
ميانگين بارندگي به ميليمتر(mm) P=
ميانگين حداكثر دماي گرمترين ماه سال M=
ميانگين حداقل دماي سردترين ماه سال m=
جدول طبقه بندي آمبرژه:
*خشك Q2<28
نيمه خشك 38>Q2>28.1
نيمه مرطوب 55>Q2>38.1
مرطوب 110>Q2>55
خيلي مرطوب Q2>110
خيلي سرد m<-7
*سرد 0>m>-7.1
معتدل 5>m>0.1
گرم 8>m>5.1
خيلي گرم m>8.1

بر اساس آمار موجود و محاسبات انجام شده m=-3 و شاخص Q2=13.65 بوده بنابرين اقليم منطقه كرمان بر اساس طبقه بندي آمبرژه در منطقه خشك سرد قرار مي گيرد.
طبقه بندي اقليمي بارات (Barat) :
طبقه بندي اقليمي بارات (Barat) :
اساس طبقه بندي بارات ميزان آبداري منطقه است. و در آن ضريب اقليمي با فرمول تجربي زير محاسبه مي شود.
فرمول ضريب اقليمي بارات: I=[P(1-C)/(365-N)]-(E/365)
ضريب اقليمي بارات I=
متوسط بارندگي سالانه P=
ضريب رواناب سطحي C=
تعداد روزهاي باراني سال N=
تبخير سالانه E=
اقليم بياباني I< -20
*اقليم نيمه خشك -20 < I <0
اقليم نيمه مرطوب 0 < I < 7
اقليم مرطوب جنگلي I > 7
كرمان:
ضريب رواناب سطحي منطقه -1
تعداد روزهاي باراني در سال 130
تبخير سالانه 700
*- با توجه به تبخير سالانه و ضريب اقليمي بارات محاسبه شده براي كرمان كه I=-0.61653 مي باشد. براساس طبقه بندي بارات اقليم كرمان نيمه خشك محسوب مي شود.
نمودار آمبروترميك كرمان
نمودار آمبروترميك كرمان
نمودارهاي آمبروتروميك براي شناخت ماههاي خشك در ايستگاههاي اقليمي مورد مطالعه تهيه مي شوند.
در نمودارترسيم شده ماههايي كه در آنها محورهاي بارش و دما يكديگر را قطع مي كنند و منحني دما بالاتر از منحني بارش قرار دارد ماههاي خشك محسوب مي شوند.
شكل زير نشان دهنده نمودار آمبروتروميك ايستگاه كرمان برطبق آمار هواشناسي درسالهاي مشترك ۲۰۰۵-۱۹۵۱ است. در نمودار آمبروترميك زير كه منحني بارش زير منحني دماست.از آوريل تا نوامبر جزء ماههاي خشك كرمان محسوب مي شود.
بنابرين كرمان ۸ ماه از سال كمبود بارش داشته و آب و هوايي خشك را تجربه مي كند.
محتصري درباره آب و هواي كرمان
استان کرمان دارای آب و هوای متنوعی است. مثلاً در قسمتهای شمالی که نزدیک کویر است، آب و هوای خشک و کویری، و در قسمت جنوبی آب و هوایی معتدل و دلپذیر دارد. متوسط ارتفاع شهر کرمان از سطح دریا ۱۷۵۵ متر است. بیشتر نقاط شهر کرمان با کوه احاطه شدهاست. کرمان شبهای زمستانی بسیار سردی دارد. کوههای جوپار و پلوار و جفتان در جنوب و جنوب شرق کرمان در تمام طول سال برف دارند. متوسط مقدار باران در طول سال در کرمان معادل ۱۳۵ میلی متر است. به دلیل نزدیکی کرمان به کویر لوت، این شهر در تابستان گرم و در بهار دارای طوفانهای شن میباشد، ولی بطور کلی آب و هوای این شهر به نسبت خنک است.
قسمتهای شمالی و شمال شرقی شهر کرمان که در مجاورت کوههای صاحب الزمان قرار دارد از آب و هوای معتدل تری برخوردارند و قسمتهای جنوبی و غربی شهر بواسطه نزدیکی به بیابان، تابستانهای گرمتری دارد و گرد و غبار هوا نیز بیشتر است.
منبع: ويكي پديا
هوا چیست؟
هوا چیست؟
هوا تركيبي از گازها است كه زمين را احاطه كرده اند. هوا اغلب جو ناميده مي شود. هوا خشكي و دريا را فراگرفته و تا منطقه دوري بالاي سطح زمين مي رسد. ما نمي توانيم آن را ببينيم، ببوييم يا مزه كنيم. موقعي كه باد مي وزد شما هوا را در مقابل بدن تان احساس مي كنيد. بدون هوا، امكان حيات بر روي زمين وجود نداشت. چرا كه همه موجودات زنده به هوا نياز دارند تا زنده بمانند. شما همين حالا هم هوا را تنفس مي كنيد. شما بايد هوا را تنفس كنيد تا زنده بمانيد. گياهان دي اكسيد كربن را از هوا مي گيرند. آن ها از دي اكسيد كربن و آب استفاده مي كنند تا قندي را كه براي به دست آوردن انرژي نياز دارند بسازند. در اين فرايند گياهان اكسيژن را از برگ هايشان بيرون مي دهند. هم چنين هوا از زمين در مقابل اشعه مضر خورشيد و اشياي ديگري كه از فضاي خارجي تر مي آيند محافظت مي كند.
هم چنين هوا گرمايي را كه از خورشيد مي آيد حفظ می کند. وقتي هوا به قدر كافي گرماي زمين را حفظ می کند، از زندگي حمايت مي شود. ابرهايي هم كه در هوا تشكيل مي شوند، آب را به شكل باران يا برف براي ما به همراه مي آورند. گازهاي اصلي موجود در هوا نيتروژن و اكسيژن هستند. نيتروژن تقريباً چهار پنجم حجم هوا را تشكيل مي دهد. اكسيژن حدود يك پنجم آن را تشكيل مي دهد. هوا حاوي مقادير ريزي از گازهاي ديگر مخصوصاً آرگون هم هست. به خصوص بعضي از گازهاي جو(هوا) مهم هستند. موقعي كه انسان ها و جانوران تنفس مي كنند، اكسيژن را از هوا مي گيرند و آن را به صورت گازي به نام دي اكسيد كربن پس مي دهند. زمين پر از هوا است. اما بعضي از كارهايي كه انسان ها انجام مي دهند هوا را كثيف يا آلوده مي كند. آلودگي هوا مشكلي جدي در بسياري از شهرهاي بزرگ است. هواي آلوده براي سلامتي ما ضرر دارد و به گياهان و جانوران هم آسيب مي رساند. حتي به بناها آسيب مي رساند و مي تواند آب و هواي زمين را تغيير دهد. براي مثال موقعي كه سوخت ها مي سوزند گاز دي اكسيد كربن وارد جو مي شود. دانشمندان باور دارند كه اين دي اكسيد كربن مانند يك پوشش است كه گرما را نزديك زمين نگه مي دارد. آن ها فكر مي كنند كه به اين ترتيب زمين گرم تر مي شود. اين فرايند گرم شدن زمين ناميده مي شود.
منبع: تبيان
اقليم چيست؟
تعاريف بيان شده براي علم اقليم شناسي:
-
اقليم شناسي علمي است که آب وهواوخصوصيات ديگرجوراموردمطالعه قرارمي دهدوهدف اقليم شناسي کشف وتبيين رفتارطبيعي اتمسفروبهره برداري آن درجهت منافع انسان وشناسايي استعدادها وتوانهاي اقليم هاي مختلف براي زندگي انسان است.
-
اقليم شناسي علمي است که در جستجوي بيان و شرح طبيعت اقليم و نيز اينکه به چه ترتيب از محلي به محل ديگر عوض گشته و همچنين اينکه چگونه وابسته به فعاليتهاي بشري است، ميباشد. اين علم کاملا و بطور پيوسته وابسته به هواشناسي بوده و خود در مورد تغييرات روزانه جوي و نتايج آن بحث ميکند.
توضيح اينكه بسياري از رشتههاي مطالعاتي مربوط به سياره زمين در سه گروه وسيع و اصلي ميگنجند. اين سه گروه عبارتند از:
-
ليتوسفر يا قسمت خشکي زمين
-
هيدروسفر يا قسمت آبي سياره
-
اتمسفر يا جز گازي زمين
با اينكه در مطالعه و بررسي چگونگي هوا و اقليم لايه گازي شكل زمين پراهميت تر ميباشد ولي نبايد از نظر دور داشت كه گرما و رطوبت بطور پيوسته و هميشه ميان سطوح خشكي و آبي و جو مبادله گشته و تمام آنها اجزاء مکملي را بدست ميدهند. مراحل مبادله گرما و رطوبت ميان زمين و جو در طي مدت زماني طولاني باعث بروز وضعي ميگردد که اقليم ناميده ميشود. اقليم بيش از فقط يک ميانگين آماري بوده و بايد آنرا مجموعه چگونگيهاي جوي درگير با گرما ، رطوبت و حرکت هوا دانست. اقليم فاکتور بسيار مهمي از محيط زيست طبيعي بشر ميباشد، زيرا اگرچه معمولا انسان خود را مخلوقي ميپندارد که بر روي زمين زندگي مينمايد، ولي او در واقع ، در قعر اقيانوس عميق هوائي هم که کره زمين را دربر گرفته است، قرار دارد.
تاريخچه هواشناسي و اقليم شناسي:
اقليم شناسي را ميتوان در عين حال علمي قديمي و جديد دانست. قدمت اين علم تا به اندازه کنجکاوي بشر در مورد محيط زيستش ميرسد. از سوي ديگر ، تازگي اين علم با پيدايش هواپيما ، راديو و رادار همزمان ميگردد. بشر اوليه تا حد زيادي تحت تاثير پديدههاي هوا و اقليم قرارداشت. مذاهب خرافاتي که بر پايه شرک و بت پرستي قرار داشتند، به تفسير رازهاي جوي نظير بارش ، باد يا رعد و برق پرداختند.
از زمان باستان تاکنون ، به موازات توسعه علوم ، شناخت هر چه بيشتر هوا و اقليم هم به جلو ميرود. فيلسوفان يوناني علاقه زيادي به هواشناسي و اقليم نشان ميدادند. در واقع اين دو لغت هر دو ريشه يوناني دارند. تقسيم بندي جهان به پنج منطقه اقليمي ، يعني مناطق سرد و منجمد شمال و جنوب ، مناطق معتدل شمال و جنوب و منطقه گرم (مناطق اقليمي جهان) ، به پارومنيدس (Parmenides ) يوناني نسبت داده ميشود که در پنج قرن پيش از ميلاد مسيح ميزيسته است. زماني که مشاهده و حدس و گمان و خرافات در توسعه و پيشرفت هواشناسي و اقليم شناسي نقش بازي مينمودند، تا به آغاز قرن هفدهم طول کشيد. در اين هنگام اختراع ادوات هواشناسي و ثبت ديدبانيها به ياري اين علوم آمده و توضيحات دقيقتر اقليمي را در دسترس قرار داده و آناليز علمي پديدههاي هوا را ممکن ساختند.
لزوم استفاده از علم اقليم شناسي:
در طرحهاي آبي برخي از سازه ها بر اساس معيارهاي هوا شناسي و برخي ديگر بر مبناي معيارهاي اقليم شناسي طراحي ميشوند. مثلاً احداث يك سد مخزني براي ذخيره آب را در نظر بگيريد. حجم مخزن بايد طوري باشد كه رواناب سالانه را در خود جاي دهد. بنابراين طراحي آن بايد بر اساس مقدار آبي باشد كه معمولاً هر سال در رودخانه جاري ميشود. لذا اين حجم بر اساس يك معيار آب و هوايي يا اقليمي تعيين مي گردد. گرچه حجم آب سالانه ميتواند متغير باشد اما آنچه در طراحي حجم مخزن مهم است متوسط مقدار آبي است كه در درازمدت در عمر اقتصادي سد ميتوان در هر سال انتظار آن را داشت.
اما مثلاً طراحي سرريز اضطراري سد بايد بر اساسحداكثر دبي هاي لحظه اي كه در اثر ريزش بارانهاي شديد اتفاق مي افتد صورت گيرد. بنابراين؛ معيار طراحي براي سرريز ؛ بارشهايي است كه ممكن است به دليل وضعيت هوا در يك زمان خاص اتفاق افتد. چنين باراني را نميتوان يك عنصر اقليمي دانست بلكه يك پارامتر هواشناسي مي باشد. از اين جهت يك نفر متخضض هيدرولوژي هم بايد از وضعيت هواشناسي منطقه و هم تا اندازه اي از وضعيت اقليمي آن منطقه اطلاعات داشته باشد.
با توجه به تعاريف و مثالهاي ذكر شده ميتوان تفاوتهايي را بين اقليم شناسي و هوا شناسي قائل شد.
تفاوتهاي اقليم شناسي و هواشناسي:
-
هواشناسي، هوا ولي اقليم شناسي ،آب وهواراشناسايي و تبيين مي کند.
-
هواشناسي وضعيت جوي رابطورعام و براي يک لحظه بررسي مي کنداما اقليم شناسي تيپ هواي غالب يک مکان رادردوره طولاني مطالعه وتفاوت هاي آب وهوايي مکانها را کشف مي کند.
-
هدف هواشناسي شناخت عام ومطلق اتمسفروتغييرات آن است ولي دراقليم شناسي سعي مي شود با شناخت آب وهواي هرمنطقه تاثيرآب وهوايي آن برروي فعاليتهاي انساني مشخص شود.
-
هواشناسي وضعيت هوارادرکوتاه مدت پيش بيني مي کنداما اقليم شناسي براساس عوامل بوجودآورنده آب وهواپديدآمدن آب وهواي خاصي رادرمکاني خاص باتوجه به تاثيرآن درزندگي انسانهاپيش بيني ميکند.
-
ابزارشناسايي وتوجيه هواشناسي اصول وقوانين ومدلهاي فيزيکي وديناميکي است اما ابزاراقليم شناسي علاوه براصول علم هواشناسي اصول ومفاهيم جغرافيايي نيز است.
طبقه بندي اقليمي:
منطقهاي از سطح زمين که اثرات ترکيب شده فاکتورهاي اقليمي بر آن ، موجب برقراري شرايط اقليمي نسبتا همگني ميگردند، يعني يک نوع اقليم ، اصطلاحا منطقه اقليمي ناميده ميشود.
بطور كلي يك سيستم طبقه بندي اقليمي...
دریافت کل متن مقاله به صورت فایل Word
منبع:وبلاگ نقش اقليم در توسعه
نسبیت چیست؟
با توجه به همین موضوع است که برخی از ذرات مانند فوتون ها می توانند بدون نیاز به دریافت انرژی از منبع خود تا بینهایت به حرکت خود ادامه دهند و برای ادامه حرکت به انرژی فضا وابسته می باشند. این موضوع باعث استقلال این ذرات در حرکت شده و در نتیجه به سرعت منبع نور نیز وابسته نمی باشند.
از طرفی سرعت این ذرات وابسته به نسبت فضای کوانتمی مادی به فضای کوانتمی خلاء (غیرمادی) می باشد. در محیطی که فضای کوانتمی مادی بیشتر باشد سرعت حرکت آنها کمتر می شود مانند سرعت حرکت نور در آب و در فضایی که نسبت فضای کوانتمی مادی به خلاء کمتر می شود سرعت نور افزایش می یابد و به مقدار حداکثری خود در فضای بین کهکشان ها خواهد رسید. زیرا در محیط بین کهکشان ها نسبت فضای غیرمادی افزایش می یابد.
همچنین با توجه به تفاوت ماهیت زمانی بین فضای مادی و فضای غیرمادی و نسبت زمانی ایجاد شده تغییرات در طول زمان ایجاد می شود. زمان در ناحیه مادی c برابر مقدار آن در محیط غیرمادی است و در نتیجه زمان در ناحیه خلاء بسیار کندتر از آن در ناحیه مادی می گذرد.ب ا توجه به این مفهوم در یک فضای کوانتمی با مقدار حداکثری فضای مادی با افزایش سرعت میزان عبور و دریافت فضای غیرمادی(خلاء) افزایش یافته و در نتیجه زمان کندتر می گذرد. بالعکس در یک محیط با حداکثر فضای غیرمادی با افزایش سرعت زمان سریعتر خواهد گذشت.
در نتیجه مفاهیم مختلفی به وجود خواهد آمد که از جمله آنها اتساع زمان و افزایش طول می باشد که در تمامی آنها تغییرات در فضای اطراف می تواند باعث ایجاد خواص نسبتی متنوعی در موقعیت های مختلف شود که با توجه به این موضوع بسیاری از ذرات که با سرعت بالا در حرکت می باشند دارای مفاهیم نسبیتی در یک فضا و زمان مشخص می باشند.
ولی موضوع اساسی در بحث نسبیت دریافت انرژی از محیط برای پایداری بسیاری از حرکات جنبشی می باشد که در این حالت تامین انرژی به فضای اطراف ذرات بستگی دارد و این موضوع که چگونه می توان انرژی را که ذرات بسیار کوچک براحتی از محیط می گیرند در مورد ذرات بزرگتر نیز اعمال نمود بسیار مهم می باشد. زیرا در صورتی که بتوان به قاعده مشخصی در این موارد دست یافت می توان به نیروی بی پایان فضا دست یافت و از این نیرو برای جابجایی و جنبش های مولکولی و سلولی در بدن انسان نیز استفاده نمود و در نتیجه بدن انسان به مواد غذایی و انرژی برای ادامه حیاط نیاز نخواهد داشت و نیروی لازم برای جنبش های ذرات داخلی بدن مانند جنبش و حرکات اتم ها و مولکول ها در داخل سلول ها از همان انرژی تامین خواهند شد که نور برای حرکت تا بینهایت آن را از فضا دریافت می نماید. با توجه به این موضوع است که شناخت دقیق مکانیسم های نسبیت در تامین انرژی لازم برای حرکات ذرات تاثیر بسیار زیادی در آینده بشر دارد و نیاز است که روش های دریافت انرژی در مورد ذرات بزرگتر نیز مورد آزمایش قرار گیرد تا بتوان از روی آنها مدلی برای دریافت انرژی برای حرکات انها و نیز تامین انرژی برای انسان در قرن های آینده به دست آورد زیرا منابع انرژی در زمین محدود بوده ولی منابع انرژی در فضا نامحدود بوده و تمام نمی شوند.
منبع: وبسايت فيزيك ذهن
فضا چیست؟
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
جهان چيست؟
جهان سازماني كامل پويا است . اين جهان روزي آغاز شد - شايد با يك انبساط بزرگ ناگهاني ماده- و ممكن است روزي پايان يابد - ما نمي دانيم ! در همين زمان (بين آغاز و پايان ) با انبساط بيشتر جهان كهكشان ها از يكديگر دورتر و دورتر مي شوند . جهان با فعاليت و حركت در حال بزرگ شدن است . ستاره ها در تمام طول زندگيشان منقبض مي شوند ، منبسط مي شوند و منفجر مي شوند . سيارات به دور ستاره ها در حال گردشند. كهكشان ها مي چرخند و ستاره هاي دنباله دار و خرد سيارك ها در منظومه شمسي در حال حركت بر روي مدار خود هستند .عناصر ،اتمها ،مولكول ها و ذره ها پيوسته بر يكديگر اثر مي گذارند و تغيير مي كنند . موجهاي الكترومغناطيس همه جا هستند (ما براي ديدن آنها بايد بيرون از محوطه وجوديشان باشيم) ممكن است همه جهان از ماده سياه ساخته شده باشد كه ما در اين مورد مطمئن نيستيم .
علم كيهان شناسي چيست؟
علم كيهانشناسي در مورد چگونگي تكامل و ساختار جهان توضيح مي دهد. اين علم شامل سوالات بزرگي مي شود . مثل : آغاز جهان چگونه بوده است ؟ آيا جهان به پايان خواهد رسيد ؟ پايان جهان چگونه خواهد بود ؟ اجزا تشكيل دهنده جهان چه تاثيري برهم ميگذارند ؟ آيا جهان مرز دارد؟ و ...
امروزه تئوريهاي مبني بر مشاهده دقيق ساختار جهان،مطالعه و بحث در مورد ان وجود دارد كه رياضيات و فيزيك پايه هاي اساسي آنها هستند .
جهان چگونه آغاز شد؟
رايجترين تئوري در مورد خلق جهان تئوري انفجار بزرگ است. اين تئوري عقيده بسياري از دانشمندان بويژه ادوين هابل اخترشناس مشهور قرن بيستم است . انفجار بزرگ مي گويد كه جهان بوسيله يك موج سنگين انرژي و ماده 10 تا 20 ميليون سال پيش بو جود آمده است . انفجار بزرگ شكل گيري گازها و ذرات موجود در آسمان و هر چيز ديگري كه در آن يافت مي شود را نشان مي دهد . اين تئوري همچنين انبساط جهان در آينده را بيان ميكند و نيز دور شدن همه اجزا آسمان ، كهكشانها ،ستاره ها و سيارات و هر چه در آن است .
چه نوع ذراتي در انفجار بزرگ خلق شدند؟
در نتيجه انفجار نخستين واكنش سريع آغاز شد و ذرات بسيار كوچك تشكيل شدند (دانشمندان مي گويند كه انفجار بزرگ يك انفجار نبود بلكه يك موج عظيم بود ) و بعد بلافاصله جز اتمي ذرات بو جود آمد (براي خلق پروتون و نوترون ) هيدروژن و هليوم اولين اتمها بودند . از تاثير اين دو عنصر اساسي بر يكديگر همه مواد ديگر - از جمله خود شما - بو جود آمدند.
جهان چگونه منبسط مي شود ؟
متاسفانه ما نمي توانيم بيرون از جهان برويم تا مشاهده كنيم كه جهان چگونه منبسط مي شود اما مي توانيم آن را تجسم كنيم اگر يك بادكنك را با گذاشتن نقطه هايي علامت گذاري مي كنيم و بعد آنرا باد كنيم نقطه ها از يكديگر دورتر مي شوند و اين درست مثل اتفاقي است كه در جهان براي كهكشانها رخ مي دهد.
آيا انبساط جهان در آينده ادامه خواهد داشت ؟
يك نظريه رايج مي گويد اين امر به چگونگي پيدا شدن مواد فيزيكي در جهان مربوط است - وما مطمئن نيستم كه چه مقدار ماده در جهان وجود دارد . مقدار ماده اي كه براي ثابت نگه داشتن جهان لازم است امگا نام دارد .امگا يك كميت مجهول فرضي از ماده است . اما دانشمندان مي خواهند كه اگر مقدار ماده از امگا كمتر يا بيشتر باشد چه اتفاقي مي افتد؟
اگر ماده كمتر از امگا جهان منبسط خواهد شد سرد تر و قسمت هاي آن از هم دورتر و دورتر مي شوند. ستاره ها احتمالا خاموش خواهند شد . زندگي همه مواد با سياه شدن و سرد شدن و دور شدن از يكديگر خواهد بود.اين مفهوم انبساط جهان را طبق نظريه باز بيان مي كند . اگر ماده بيشتر از مقدار امگا باشد ، نيروهاي گرانشي (هر ذره ماده ذره هاي ديگر را به سوي خود مي كشد .) خيلي زود يا به آهستگي و خيلي دير انبساط را متوقف مي كند و باعث مي شود ماده در هم فرو بريزد و جهان شروع به منقبض شدن كند . در بعضي نقاط جهان روي خودش سقوط مي كند . اين مفهوم به نظريه جهان بسته معروف است . به طور كلي به نام Big Crunch شهرت يافته است.
در آخر جهان Big Crunch چگونه خواهد شد؟
ما مطمئنا نمي دانيم در آخر جهان چه پيش خواهد آمد اين تئوري به جاذبه اي كه باعث شده همه چيز در جهان منقبض شده ودر خودش فرو بريزد مربوط است . دو نتيجه را دانشمندان به طور كلي پيشنهاد مي كنند : يكي تمام جهان در خودش فرو مي ريزد و در يك لحظه جهان به سياه چاله تبديل خواهد شد و اين آخر جهان خواهد بود و ديگر اينكه Big Crunch منجر به انفجار بزرگ ديگري خواهد شد و در نتيجه جهان ديگري به وجود خواهد آمد (يا جهاني مشابه جهان ما )
مكان چیست؟
|
مكان چیست؟
|
|
شامل: مقدمه، مسئله زمان و مكان، فرق بین جاى و كجایى، حقیقت مكان. |
|
استاد محمد تقي مصباح يزدي- آموزش فلسفه،جلد2 |
زمان چیست؟
مفهوم زمان یكی از اسرارآمیزترین مفاهیم در تاریخ فیزیك بوده است و در حال حاضر نیز از مسائل دشوار فیزیك معاصر بهشمار میرود. این مطلب آخرین مطالعات و نظریههای فیزیكی را درباره زمان معرفی و بررسی میكند.
هیچكس بهتر از فرنس كرایوس حساب زمان در دستانش نیست. در آزمایشگاه او در موسسه ماكس پلانك واقع در كراچینگ آلمان كه مركزی مختص اپتیك كوانتومی است، دقیقترین زمانسنجی تاریخ انجام شده است. به این معنا كه كوچكترین بازههای زمانی را كه تاكنون مشاهده شدهاند، اندازهگیری كردهاند.
كرایوس برای انجام این كار از پالسهای لیزر فرابنفش استفاده كرده است تا حركتهای بسیار سریع و كوتاه الكترونهای درون اتم را ردگیری كند. این پدیدهها كه او به دنبال كاوش آنهاست، تنها حدود ۱۰۰ آتوثانیه طول میكشند.
برای داشتن تصور بهتری از این بازه زمانی در نظر آورید كه نسبت ۱۰۰ آتوثانیه به یك ثانیه، مانند نسبت یك ثانیه به ۳۰۰ میلیون سال است! حتی تصورش هم غیرممكن است، اما چنین بازه زمانیای در طبیعت وجود دارد و حتی اندازهگیری هم شده است.
● كمترین واحد زمان
با این حال حتی كارهای كرایوس هم از كوچكترین مقیاس زمانی بسیار فاصله دارد. یك محدوده زمانی به نام «ابعاد پلانك» وجود دارد كه حتی آتوثانیه نیز در برابر آن مانند میلیونها سال است.
این مقیاس مرز فیزیك شناختهشده را مشخص میكند؛ ناحیهای كه در آن فواصل و بازههای زمانی آنقدر كوتاه هستند كه بسیاری از مفاهیم فضا و زمان شروع به فروپاشی كنند.
زمان پلانك یعنی كوچكترین واحد زمانی كه معنای فیزیكی دارد، ۱۰ به توان ۴۳- ثانیه است. این مقدار كوچكتر از یك تریلیونیم تریلیونیم آتوثانیه است. ماورای آن چیست، آیا زمانی كوچكتر از آن هم وجود دارد؟ این زمان ناشناخته است، حداقل برای امروز.
تلاش برای درك زمانهایی پایینتر از ابعاد پلانك، منجر به جهشهای عجیبی در فیزیك شده است. به طور خلاصه مساله این است كه آیا امكان دارد آن زمان (زمانی كوچكتر از زمان پلانك) در بنیادیترین سطح واقعیت فیزیكی وجود نداشته باشد.
اگر چنین است، پس زمان چیست و چرا اینقدر واضح و قدرتمندانه دارای حضوری مطلق در تجربه شخصی ماست؟
سیمون ساندرز، فیلسوف فیزیك از دانشگاه آكسفورد در پاسخ به این نوع مسائل میگوید: «معنای زمان به طرز وحشتناكی برای فیزیك معاصر مسالهساز شده است. وضعیت آنقدر مشكل است كه بهترین كاری كه شخص میتواند انجام دهد، اعلام لاادریگری است. یعنی نداشتن هیچ موضع و ترجیحی نسبت به این مساله.»
مشكل زمان از یك قرن قبل آغاز شد، وقتی نظریههای نسبیت خاص و نسبیت عام اینشتین، تصور معمول از زمان را به عنوان یك ثابت جهانی درهم ریخت. یكی از پیامدهایش آن بود كه گذشته، حال و آینده مطلق نیستند. نظریههای اینشتین همچنین چالشی جدی در فیزیك بهوجود آورد، زیرا قوانین نسبیت عام (كه گرانش و ساختار بزرگ مقیاس جهان را توصیف میكند) با قوانین فیزیك كوانتومی (كه بر جهان خرد حكومت میكند) ناسازگار بهنظر میرسد.
حدود چهار دهه قبل دو فیزیكدان مشهور یعنی جان ویلر كه در آن زمان در دانشگاه پرینستون بود و برایس دویت از دانشگاه كارولینایشمالی، معادلهای عجیب و خارقالعاده ارائه دادند كه چارچوبی ممكن برای سازگاری بخشیدن به نسبیت و مكانیك كوانتومی فراهم میكرد. اما معادله ویلر-دویت همواره مناقشهبرانگیز بوده است، زیرا به سهم خودش پیچیدگی عجیبتری از فهم ما نسبت به زمان به نظریه نسبیت اضافه كرده است.
كارلو روولی، فیزیكدانی از دانشگاه مدیترانهای مارسی در فرانسه میگوید: «زمان ناگهان از معادله ویلر-دویت ناپدید میشود و این موضوعی است كه برای بسیاری از نظریهپردازان معما شده است.
شاید بهترین راه برای فكر كردن درباره واقعیت كوانتومی كنار گذاشتن زمان باشد. به این ترتیب توصیف بنیادی از جهان باید بیزمان باشد.»
تا به حال هیچكس در استفاده از معادله ویلر-دویت برای یكیكردن نظریه كوانتوم و نسبیت عام موفق نشده است. با این حال اقلیت قابلتوجهی از فیزیكدانها شامل روولی معتقدند هر نظریه موفقی از تلفیق دو شاهكار فیزیك قرن بیستم نهایتا جهانی را توصیف خواهد كرد كه در آن زمان بهطور اجتنابناپذیری وجود ندارد.
● جهت پیكان زمان
این مساله كه زمان ممكن است وجود نداشته باشد در میان فیزیكدانان به نام «مساله زمان» شناخته میشود. این مساله ممكن است بزرگترین مساله باشد اما هنوز از پیچیدهترین سوال در مورد زمان فاصله دارد.
«مساله زمان» در رقابت با این واقعیت عجیب در رتبه دوم قرار میگیرد كه قوانین فیزیك توضیح نمیدهند چرا زمان همواره رو به جلو میرود. تمام قوانین فیزیك – چه قوانین نیوتن و اینشتین یا حتی قوانین كوانتوم – با معكوس شدن جهت زمان به همین صورت كنونی باقی خواهند ماند تا جایی كه ما میتوانیم بگوییم، با اینكه زمان یك فرآیند یكسویه است و هرگز معكوس نمیشود، هیچ قانونی آن را محدود نمیكند. یعنی هیچیك از قوانین فیزیك یكسویه بودن جهت زمان را تضمین نمیكنند.
ستلوید، یك متخصص مكانیك كوانتومی از دانشگاه MIT در پاسخ به این سوال كه زمان چیست، میگوید: «این بسیار اسرارآمیز است كه چرا ما یك چنین پیكان زمان واضحی داریم. توضیح معمول برای این مساله آن است كه برای مشخص كردن آنچه در یك سیستم اتفاق میافتد، شما نباید تنها قوانین فیزیكی حاكم بر آن سیستم را معین كنید، بلكه باید بعضی از شرایط اولیه و پایانی آن را نیز مشخص كنید.»
لوید میگوید مادر تمام شرایط اولیه، مهبانگ است. فیزیكدانان باور دارند كه جهان به صورت یك توپ ساده و بسیار فشرده از انرژی آغاز شده است. بهرغم اینكه قوانین فیزیك خود نمیتوانند پیكان زمان را بهوجود آورند، انبساط جهان كه هنوز هم ادامه دارد این كار را انجام میدهد. همانطور كه جهان منبسط میشود، پیچیدهتر و بینظمتر میشود.
افزایش بینظمی (كه فیزیكدانها آن را افزایش آنتروپی مینامند) ناشی از انبساط جهان، ممكن است منشأ آن چیزی باشد كه ما به عنوان رژه روبهجلو و بیوقفه زمان تصور میكنیم.از این دیدگاه، زمان چیزی نیست كه جدا از جهان وجود داشته باشد.
خارج از كیهان هیچ تیكتاك ساعتی وجود ندارد. اكثر ما تمایل داریم به زمان آنگونه كه نیوتن فكر میكرد، فكر كنیم: «زمان مطلق، درست و ریاضی به دلیل ماهیتش به طور یكنواخت و مستقل از هر چیز خارجی، جریان دارد.»
اما همانطور كه اینشتین اثبات كرد، زمان قسمتی از بافت جهان است. برعكس آنچه كه نیوتن باور داشت، ساعتهای معمولی ما چیزی مستقل از جهان را اندازه نمیگیرند.
طبق گفته لوید، در واقع ساعتها اصلا زمان را اندازهگیری نمیكنند. او میگوید: «اخیرا به موسسه ملی استاندارد و تكنولوژی در بولدر رفتم؛ یك آزمایشگاه دولتی كه محل نگهداری ساعت اتمی استاندارد است. من به آنها گفتم ساعتهای شما زمان را بسیار دقیق اندازه میگیرند.
آنها در جواب گفتند، ساعتهای ما زمان را اندازهگیری نمیكنند! من فكر كردم این حرف از سر تواضع است. اما آنها گفتند: نه، تعریف زمان آن چیزی است كه ساعتهای ما اندازهگیری میكنند. این حرف كاملا درست است. آنها زمان استاندارد جهانی را تعریف میكنند. زمان با تعداد تیكهای ساعتهای آنها تعریف میشود.»
● زمان یعنی تیكتاك ساعت
روولی، مدافع جهان بدون زمان میگوید: زمانسنجهای موسسه استاندارد، این كار را درست انجام میدهند. بهعلاوه نقطهنظر آنها با معادله ویلر-دویت سازگار است. «ما هیچوقت زمان را نمیبینیم، ما تنها ساعتها را مشاهده میكنیم.
اگر شما بگویید این جسم حركت میكند، واقعا منظورتان آن است كه جسم اینجاست وقتی عقربه ساعت شما اینجاست و به همین ترتیب مراحل حركت جسم را میتوانید توصیف كنید.
ما میگوییم زمان را با ساعت اندازه میگیریم، اما تنها عقربههای ساعت را میبینیم نه خود زمان را و عقربههای ساعت درست مانند موارد مشابه دیگر تنها متغیرهای فیزیكی هستند. بنابراین به یك معنا ما تقلب میكنیم، زیرا آنچه واقعا مشاهده میكنیم متغیرهایی فیزیكی هستند به عنوان توابعی از متغیرهای فیزیكی دیگر، اما ما آن را طوری نمایش میدهیم كه انگار همه چیز در زمان تغییر میكند.
آنچه درباره معادله ویلر-دویت پیش میآید آن است كه ما مجبور به توقف این بازی میشویم. در عوض معرفی این متغیر ساختگی (یعنی زمان كه خودش مشاهدهپذیر نیست)، باید تنها توصیف كنیم كه متغیرها چگونه به متغیرهای دیگر مرتبط هستند. سوال این است كه آیا زمان یك ویژگی بنیادی واقعیت است یا تنها یك نمایش ماكروسكوپی از چیزهاست؟
من آن را تنها یك اثر ماكروسكوپی میدانم؛ چیزی كه تنها برای اشیای بزرگ ظهور مییابد.» بهطور خلاصه مساله این است كه ممكن است زمان در بنیادیترین سطح واقعیت فیزیكی وجود نداشته باشد. منظور روولی از «اشیای بزرگ» هر چیزی است كه بزرگتر از ابعاد اسرارآمیز پلانك باشد. تا به حال هیچ نظریه فیزیكیای بهطور كامل جهان را در ابعادی كوچكتر از ابعاد پلانك، توصیف نكرده است.
یك امكان آن است كه اگر فیزیكدانها بتوانند نظریه كوانتوم و نسبیت عام را وحدت بخشند، فضا و زمان توسط نسخه تغییریافتهای از مكانیك كوانتومی توصیف خواهد شد. در یك چنین نظریهای، دیگر یكنواخت و پیوسته نخواهند بود بلكه شامل بخشهایی گسسته (كوانتا) هستند.
درست مانند نور كه از بستههای منفرد انرژی با نام فوتون تشكیل شده است. اینها آجرهای سازنده فضا و زمان هستند و تصور اینكه فضا و زمان از چیز دیگری ساخته شده باشد آسان نیست. مولفههای فضا و زمان جز در فضا و زمان در كجا میتوانند وجود داشته باشند؟
● كوانتای فضا و زمان
همانطور كه روولی توضیح میدهد، در مكانیك كوانتومی تمام ذرات ماده و همچنین انرژی را میتوان به صورت موج توصیف كرد. موج نیز یك ویژگی غیرعادی دارد: تعداد نامحدودی از آن میتواند در یك مكان وجود داشته باشد. اگر روزی نشان داده شود كه زمان و مكان از كوانتا تشكیل یافتهاند، تمام آنها میتوانند در یك نقطه بدون بعد روی هم تلنبار شوند.
روولی میگوید: «به معنایی فضا و زمان در این تصویر ذوب میشوند. دیگر فضا وجود ندارد، تنها كوانتاهایی وجود دارند روی كوانتاهای دیگر بدون اینكه در فضا غرق شوند.»
روولی به همراه یكی از مهمترین ریاضیدانان دنیا یعنی آلن كونس از كالج فرانسه در پاریس روی این موضوع كار كرده است. آنها همراه هم چارچوبی را ارائه دادهاند كه نشان میدهد، چگونه آنچه ما به عنوان زمان تجربه میكنیم ممكن است از یك واقعیت بیزمان و بنیادیتر ظهور یافته باشد.
همانگونه كه روولی توصیف میكند: «زمان احتمالا یك مفهوم تقریبی است كه در ابعاد بزرگ ظاهر میشود. كمی شبیه مفهوم سطح آب كه از لحاظ ماكروسكوپی معنا دارد اما در ابعاد اتمی معنای خود را از دست میدهد.»
روولی با فهمیدن اینكه توضیحاتش ممكن است راز زمان را عمیقتر كند، میگوید بیشتر دانش فعلی ما روزی گیجكننده به نظر میرسید. «من فهمیدهام كه این تصویر مشهودی نیست. اما این موضوع فیزیك بنیادی است: یافتن روشهای جدید فكر كردن درباره جهان و دیدن اینكه آیا این روشها كار میكنند یا نه. من فكر میكنم وقتی گالیله گفت زمین میچرخد، به همین شكل غیرقابل فهم بود.
فضا برای كوپرنیك شبیه فضا برای نیوتن نبود و فضا برای نیوتن مانند فضا برای اینشتین نبود. ما همیشه كمی بیشتر میآموزیم.» روولی احساس میكند كه یك انقلاب دیگر در مفهوم زمان به همین زودی اتفاق میافتد. «وقتی مقاله ۱۹۰۵ اینشتین منتشر شد، تفكر مردم درباره فضا-زمان را تغییر داد. ما دوباره در آستانه واقعهای شبیه آن هستیم.» وقتی گردوخاكها فرو نشینند، زمان هرچه كه باشد میتواند حتی عجیبتر و وهمانگیزتر از چیزی باشد كه اینشتین میتوانست تصور كند.
DiscoverMagazine, Jun. ۲۰۰۷
تیم فولگر
ترجمه: مریم جعفراقدمی
GPS چیست ؟
| |||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||
GPS چیست؟
GPS چیست؟
gps موقيت ياب ميباشد يعني بر روي صفحه ديجيتالي كه دارد هر لحظه توسط ماهواره به شما نشان ميدهد كه در كجا ايستاده ايد حتي اگر در كوه جنگل ويا دريا باشيد شما با زدن دكمه go ميتوانيد حركت كنيد تمام حركت شما بر روي اين صفحه ثبت و ظبط ميشود شما حين حركت ميتوانيد هر نقطه را ثبت كنيد چه در دريا باشد وچه در كوه حال در مسير برگشت نيز شما ميتوانيد هم از مسير ميانبر كه جي پي اس به شما نشان ميدهد استفاده كنيد هم به هر نقطه ايي كه خودتان ثبت كرديد حركت كنيد.
ما برخي از جي پي اسها را به شما معرفي نموده ايم كه در ميان آنها برخي قابليت كاركردن در ايران را ندارد و برخي با دارا بودن قابليت كار كرد به زودي از رده خارج ميشوند واز كار ميفتند از جمله جي پي اسهايي كه در ايران بيشترين طرفدار را دارد Garmin12و Extrax vista ميباشد كه هر دو قابليت خوبي را دارا ميباشند .ادامه دارد..... Fish finder ماهي ياب اين وسله نيز هم كاربرد عمومي دارد و هم كاربرد بسزايي در صيادي ماهي ياب نيز با اتصال به آب دريا يا رودخانه ميتواند ماهي هاي بالاي پانزده سانتي متر را در صفحه نشان دهد همچنين دما وفاصله ماهي را در عمق نشان ميدهد فيش فايندر هاي حرفه ايي نيز وجود دارد كه ماهي هاي كوچكتر از پانزده سانت را نشان ميدهد صيادان با اين وسيله ميتوانند راندمان كار صيادي را بسيار بالا ببرند .
GIS چیست؟
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
جغرافیا چیست؟
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||







اين وبلاگ به تكليف شادروان استاد سيدمرتضي هاديزاده فرد در درس آب هواي كره زمين ايجاد شده است.خواهشمند است با نثار صلوات و ذكر فاتحه از استاد ياد كنيم.