اقليم چيست؟

تعاريف بيان شده براي علم اقليم شناسي:

  • اقليم شناسي علمي است که آب وهواوخصوصيات ديگرجوراموردمطالعه قرارمي دهدوهدف اقليم شناسي کشف وتبيين رفتارطبيعي اتمسفروبهره برداري آن درجهت منافع انسان وشناسايي استعدادها وتوانهاي اقليم هاي مختلف براي زندگي انسان است.

 

  • اقليم شناسي علمي است که در جستجوي بيان و شرح طبيعت اقليم و نيز اينکه به چه ترتيب از محلي به محل ديگر عوض گشته و همچنين اينکه چگونه وابسته به فعاليتهاي بشري است، مي‌باشد. اين علم کاملا و بطور پيوسته وابسته به هواشناسي بوده و خود در مورد تغييرات روزانه جوي و نتايج آن بحث مي‌کند.

توضيح اينكه بسياري از رشته‌هاي مطالعاتي مربوط به سياره زمين در سه گروه وسيع و اصلي ميگنجند. اين سه گروه عبارتند از:

  • ليتوسفر يا قسمت خشکي زمين
  •  هيدروسفر يا قسمت آبي سياره
  •  اتمسفر يا جز گازي زمين

 

با اينكه در مطالعه و بررسي چگونگي هوا و اقليم لايه گازي شكل زمين پراهميت تر ميباشد ولي نبايد از نظر دور داشت كه گرما و رطوبت بطور پيوسته و هميشه ميان سطوح خشكي و آبي و جو مبادله گشته و تمام آنها اجزاء مکملي را بدست مي‌دهند. مراحل مبادله گرما و رطوبت ميان زمين و جو در طي مدت زماني طولاني باعث بروز وضعي مي‌گردد که اقليم ناميده مي‌شود. اقليم بيش از فقط يک ميانگين آماري بوده و بايد آنرا مجموعه چگونگي‌هاي جوي درگير با گرما ، رطوبت و حرکت هوا دانست. اقليم فاکتور بسيار مهمي از محيط زيست طبيعي بشر مي‌باشد، زيرا اگرچه معمولا انسان خود را مخلوقي مي‌پندارد که بر روي زمين زندگي مي‌نمايد، ولي او در واقع ، در قعر اقيانوس عميق هوائي هم که کره زمين را دربر گرفته است، قرار دارد.

تاريخچه هواشناسي و اقليم شناسي:
اقليم شناسي را مي‌توان در عين حال علمي قديمي و جديد دانست. قدمت اين علم تا به اندازه کنجکاوي بشر در مورد محيط زيستش مي‌رسد. از سوي ديگر ، تازگي اين علم با پيدايش هواپيما ، راديو و رادار همزمان مي‌گردد. بشر اوليه تا حد زيادي تحت تاثير پديده‌هاي هوا و اقليم قرارداشت. مذاهب خرافاتي که بر پايه شرک و بت پرستي قرار داشتند، به تفسير رازهاي جوي نظير بارش ، باد يا رعد و برق پرداختند.

از زمان باستان تاکنون ، به موازات توسعه علوم ، شناخت هر چه بيشتر هوا و اقليم هم به جلو مي‌رود. فيلسوفان يوناني علاقه زيادي به هواشناسي و اقليم نشان مي‌دادند. در واقع اين دو لغت هر دو ريشه يوناني دارند. تقسيم بندي جهان به پنج منطقه اقليمي ، يعني مناطق سرد و منجمد شمال و جنوب ، مناطق معتدل شمال و جنوب و منطقه گرم (مناطق اقليمي جهان) ، به پارومنيدس (‌Parmenides ) يوناني نسبت داده مي‌شود که در پنج قرن پيش از ميلاد مسيح مي‌زيسته است. زماني که مشاهده و حدس و گمان و خرافات در توسعه و پيشرفت هواشناسي و اقليم شناسي نقش بازي مي‌نمودند، تا به آغاز قرن هفدهم طول کشيد. در اين هنگام اختراع ادوات هواشناسي و ثبت ديدباني‌ها به ياري اين علوم آمده و توضيحات دقيق‌تر اقليمي را در دسترس قرار داده و آناليز علمي پديده‌هاي هوا را ممکن ساختند.

 

لزوم استفاده از علم اقليم شناسي:

در طرحهاي آبي برخي از سازه ها بر اساس معيارهاي هوا شناسي و برخي ديگر بر مبناي معيارهاي اقليم شناسي طراحي ميشوند. مثلاً احداث يك سد مخزني براي ذخيره آب را در نظر بگيريد. حجم مخزن بايد طوري باشد كه رواناب سالانه را در خود جاي دهد. بنابراين طراحي آن بايد بر اساس مقدار آبي باشد كه معمولاً هر سال در رودخانه جاري ميشود. لذا اين حجم بر اساس يك معيار آب و هوايي يا اقليمي تعيين مي گردد. گرچه حجم آب سالانه ميتواند متغير باشد اما آنچه در طراحي حجم مخزن مهم است متوسط مقدار آبي است كه در درازمدت در عمر اقتصادي سد ميتوان در هر سال انتظار آن را داشت.

اما مثلاً طراحي سرريز اضطراري سد بايد بر اساسحداكثر دبي هاي لحظه اي كه در اثر ريزش بارانهاي شديد اتفاق مي افتد صورت گيرد. بنابراين؛ معيار طراحي براي سرريز ؛ بارشهايي است كه ممكن است به دليل وضعيت هوا در يك زمان خاص اتفاق افتد. چنين باراني را نميتوان يك عنصر اقليمي دانست بلكه يك پارامتر هواشناسي مي باشد. از اين جهت يك نفر متخضض هيدرولوژي هم بايد از وضعيت هواشناسي منطقه و هم تا اندازه اي از وضعيت اقليمي آن منطقه اطلاعات داشته باشد.

با توجه به تعاريف و مثالهاي ذكر شده ميتوان تفاوتهايي را بين اقليم شناسي و هوا شناسي قائل شد.

 

تفاوتهاي اقليم شناسي و هواشناسي:

  • هواشناسي، هوا ولي اقليم شناسي ،آب وهواراشناسايي و تبيين مي کند.
  • هواشناسي وضعيت جوي رابطورعام و براي يک لحظه بررسي مي کنداما اقليم شناسي تيپ هواي غالب يک مکان رادردوره طولاني مطالعه وتفاوت هاي آب وهوايي مکانها را کشف مي کند.
  • هدف هواشناسي شناخت عام ومطلق اتمسفروتغييرات آن است ولي دراقليم شناسي سعي مي شود با شناخت آب وهواي هرمنطقه تاثيرآب وهوايي آن برروي فعاليتهاي انساني مشخص شود.
  • هواشناسي وضعيت هوارادرکوتاه مدت پيش بيني مي کنداما اقليم شناسي براساس عوامل بوجودآورنده آب وهواپديدآمدن آب وهواي خاصي رادرمکاني خاص باتوجه به تاثيرآن درزندگي انسانهاپيش بيني ميکند.
  • ابزارشناسايي وتوجيه هواشناسي اصول وقوانين ومدلهاي فيزيکي وديناميکي است اما ابزاراقليم شناسي علاوه براصول علم هواشناسي اصول ومفاهيم جغرافيايي نيز است.

 

 

طبقه بندي اقليمي:

منطقه‌اي از سطح زمين که اثرات ترکيب شده فاکتورهاي اقليمي بر آن ، موجب برقراري شرايط اقليمي نسبتا همگني مي‌گردند، يعني يک نوع اقليم ، اصطلاحا منطقه اقليمي ناميده مي‌شود.

بطور كلي يك سيستم طبقه بندي اقليمي...

دریافت کل متن مقاله به صورت فایل Word

منبع:وبلاگ نقش اقليم در توسعه

نسبیت چیست؟

 

وقتی جرمی را به جلو می رانیم و این جسم شتاب می گیرد انرژی لازم برای حرکت خود را از ما  میگیرد و به سمت جلو رانده می شود. وقتی این جسم کوچک و کوچک تر می شود به آسانی به حرکت در می آید و با نیروی کمی به آسانی به حرکت در می آید. حال اگر این جسم بسیار کوچک باشد با وارد کردن نیرو از طرف ما می تواند به راحتی به حرکت خود ادامه دهد این ادامه حرکت مستلزم این است که جسم مورد نظر بتواند نیروی لازم برای حرکت خود را از فضا دریافت در چنین مواقعی نیروی اولیه تنها شروع حرکت را شکل می دهد و ادامه حرکت به دلیل نوع فضا در آن ناحیه می باشد. در نتیجه این ذرات می توانند با کمک نیرویی که از فضای کوانتمی اطراف خود دریافت می نمایند به حرکت خود ادامه دهند و در نتیجه چه از نظر نیرو و چه از نظر انرژی به منبع خود وابستگی ندارند. این موضوع برای ذراتی اتفاق می افتد که بتوانند نیرو را از محیط دریافت نمایند و به حرکت خود ادامه دهند. به عنوان مثال فوتون ها می توانند این نیرو را از فضا گرفته و به حرکت خود ادامه دهند ولی یک سیب نمی تواند این نیرو را از فضا دریافت نماید. این موضوع بستگی به حجم ذرات دارد و در یک فضای کوانتمی حجم عامل بسیار مهمی در دریافت نیرو از فضا می باشد. دلیل این موضوع در میزان حجم کوانتمی مادی و خلاء در فضا نهفته است. وقتی ذرات مادی از یک اندازه ای حجم آنها کمتر باشد (مانند حجم فوتون) می توانند در یک فضای غیرمادی (خلاء) قرار گیرند و در نتیجه در این فضا نیروی لازم برای هل دادن آنها به یک فضای مادی ایجاد شده و در نتیجه حرکت براونی برای آنها شکل گرفته و می توانند مقدار بینهایت انرژی را از محیط دریافت نمایند. در چنین مواقعی حرکت و جنبش ذرات به حرکت منبع آنها وابسته نبوده و سرعت آنها بستگی به حجم فضای کوانتمی مادی و حجم خلاء در اطراف آنها دارد و در نتیجه وقتی از منبع خود جدا شوند بلافاصله با توجه به نوع محیط سرعت خود را به دست می آورند. به همین دلیل است که نور دارای سرعت c است و وقتی وارد محیط آب شود یک درصد سرعت خود را از دست داده و بعد از بیرون آمدن از آب مجددا به سرعت c می رسد زیرا نور انرژی خود را از فضای اطراف به دست می آورد. روش های گوناگونی وجود دارد تا ذرات با حجم بزرگتر نیز بتوانند نیروی خود را از فضا به دست بیاورند که در علوم مختلف به آنها اشاره شده است مانند مدیتیشن و یوگا که از جمله روش های دریافت انرژی از محیط می باشند.

با توجه به همین موضوع است که برخی از ذرات مانند فوتون ها می توانند بدون نیاز به دریافت انرژی از منبع خود تا بینهایت به حرکت خود ادامه دهند و برای ادامه حرکت به انرژی فضا وابسته می باشند. این موضوع باعث استقلال این ذرات در حرکت شده و در نتیجه به سرعت منبع  نور نیز وابسته نمی باشند.

از طرفی سرعت این ذرات وابسته به نسبت فضای کوانتمی مادی به فضای کوانتمی خلاء (غیرمادی) می باشد. در محیطی که فضای کوانتمی مادی بیشتر باشد سرعت حرکت آنها کمتر می شود مانند سرعت حرکت نور در آب و در فضایی که نسبت فضای کوانتمی مادی به خلاء کمتر می شود سرعت نور افزایش می یابد و به مقدار حداکثری خود در فضای بین کهکشان ها خواهد رسید. زیرا در محیط بین کهکشان ها نسبت فضای غیرمادی افزایش می یابد.

همچنین با توجه به تفاوت ماهیت زمانی بین فضای مادی و فضای غیرمادی و نسبت زمانی ایجاد شده تغییرات در طول زمان ایجاد می شود.  زمان در ناحیه مادی c برابر مقدار آن در محیط غیرمادی است و در نتیجه زمان در ناحیه خلاء بسیار کندتر از آن در ناحیه مادی می گذرد.ب ا توجه به این مفهوم در یک فضای کوانتمی با مقدار حداکثری فضای مادی با افزایش سرعت میزان عبور و دریافت فضای غیرمادی(خلاء) افزایش یافته  و در نتیجه زمان کندتر می گذرد. بالعکس در یک محیط با حداکثر فضای غیرمادی با افزایش سرعت زمان سریعتر خواهد گذشت.

در نتیجه مفاهیم مختلفی به وجود خواهد آمد که از جمله آنها اتساع زمان و افزایش طول می باشد که در تمامی آنها تغییرات در فضای اطراف می تواند باعث ایجاد خواص نسبتی متنوعی در موقعیت های مختلف شود که با توجه به این موضوع بسیاری از ذرات که با سرعت بالا در حرکت می باشند دارای مفاهیم نسبیتی در یک فضا و زمان مشخص می باشند.

ولی موضوع اساسی در بحث نسبیت دریافت انرژی از محیط برای پایداری بسیاری از حرکات جنبشی می باشد که در این حالت تامین انرژی به فضای اطراف ذرات بستگی دارد و این موضوع که چگونه می توان انرژی را که ذرات بسیار کوچک براحتی از محیط می گیرند در مورد ذرات بزرگتر نیز اعمال نمود بسیار مهم می باشد. زیرا در صورتی که بتوان به قاعده مشخصی در این موارد دست یافت می توان به نیروی بی پایان فضا دست یافت و از این نیرو برای جابجایی و جنبش های مولکولی و سلولی در بدن انسان نیز استفاده نمود و در نتیجه بدن انسان به مواد غذایی و انرژی برای ادامه حیاط نیاز نخواهد داشت و نیروی لازم برای جنبش های ذرات داخلی بدن مانند جنبش و حرکات اتم ها و مولکول ها در داخل سلول ها از همان انرژی تامین خواهند شد که نور برای حرکت تا بینهایت آن را از فضا دریافت می نماید. با توجه به این موضوع است که شناخت دقیق مکانیسم های نسبیت در تامین انرژی لازم برای حرکات ذرات تاثیر بسیار زیادی در آینده بشر دارد و نیاز است که روش های دریافت انرژی در مورد ذرات بزرگتر نیز مورد آزمایش قرار گیرد تا بتوان از روی آنها مدلی برای دریافت انرژی برای حرکات انها و نیز تامین انرژی برای انسان در قرن های آینده به دست آورد زیرا منابع انرژی در زمین محدود بوده ولی منابع انرژی در فضا نامحدود بوده و تمام نمی شوند.

منبع: وبسايت فيزيك ذهن

فضا چیست؟

فضا چیست؟

سفر به فضا پاسخی است به کنجکاوی انسان برای شناخت زمین، ماه، سیارات، خورشید، دیگر ستارگان و کهکشانها. فضاپیماهایی با سرنشین و بدون سرنشین به مرزهای فراتر از زمین ارسال شده اند تا اطلاعات مستند و تازه ای از کائنات برای ما به همراه آورند.

 

 

 

 

 

 

 

 

● سفر به فضا

سفر به فضا پاسخی است به کنجکاوی انسان برای شناخت زمین، ماه، سیارات، خورشید، دیگر ستارگان و کهکشانها. فضاپیماهایی با سرنشین و بدون سرنشین به مرزهای فراتر از زمین ارسال شده اند تا اطلاعات مستند و تازه ای از کائنات برای ما به همراه آورند. بشر تاکنون موفق به دیدار حضوری ماه و زندگی طولانی مدت در ایستگاه فضایی شده است. سفر به فضا این امکان را به ما می دهد تا زمین را در بستر و موقعیت واقعی آن در هستی بنگریم. چنین سفرهای تحقیقاتی می توانند چگونگی تشکیل خورشید، سیارات و ستاره ها و وجود حیات در جایی فراتر از دنیای ما را معلوم کنند.

عصر فضا از روز ۴ اکتبر سال ۱۹۵۷ آغاز شد. در آن روز شوروی ماهواره اسپاتنیک ۱(Sputnik ۱) را برای گردش در مدار زمین به فضا فرستاد. اولین فضاپیمای با سرنشین در روز ۱۲ آپریل سال ۱۹۶۱ به همراه یوری گاگارین (Yuri A. Gagarin) فضانورد اهل شوروی به مدار زمین فرستاده شد. نام این فضا پیما وستوک ۱ (Vostok ۱) بود.

فضاپیماهای بدون سرنشین که به آنها کاوشگر فضا می گویند، به طور وسیعی به اطلاعات ما درباره فضای اطرافمان، سیارات و ستارگان افزوده اند. در سال ۱۹۵۹ یک کاوشگر شوروی به نزدیکی ماه و کاوشگر دیگر آن به سطح ماه رسیدند. در سال ۱۹۶۲ کاوشگر ایالات متحده به سمت سیاره زهره فرستاده شد. در سالهای ۱۹۷۴ و ۱۹۷۶ ایالات متحده دو کاوشگر ساخت آلمان به مدار سیاره عطارد نزدیک خورشید ارسال کرد. دو کاوشگر دیگر ایالات متحده در سال ۱۹۷۶ بر روی مریخ نشستند. علاوه بر سیارات، کاوشگرها برای شناخت سنگها و اجرام کوچک آسمانی نیز به فضا فرستاده می شوند.

اولین سفر با سرنشین به ماه در روز ۲۱ دسامبر ۱۹۶۸، زمانیکه ایالات متحده فضا پیمای آپولو ۸ (Apollo ۸) را ارسال کرد آغاز شد. این فضا پیما ۱۰ بار دور ماه گردش کرد و سپس با موفقیت کامل به زمین برگشت. در تاریخ ۲۰ جولای ۱۹۶۹ فضا نورد امریکایی، نیل آرمسترانگ (Neil A. Armstrong) و باز آلدرین (Buzz Aldrin) اتاقک مخصوص آپولو ۱۱ را بر روی سطح ماه نشاندند. آرمسترانگ اولین انسانیست که بر روی ماه قدم گذاشته است. تا سال ۱۹۷۲ فضانوردان امریکایی ۵ سفر دیگر به کره ماه با برنامه سفری آپولو به انجام رساندند.

در دهه هشتاد میلادی فضانوردان توانایی خود را برای اقامت طولانی در فضا در دو ایستگاه فضایی اسکای لب (Skylab) و سالیوت (Salyut) افزایش دادند. در سالهای ۱۹۸۷ و ۱۹۸۸ دوفضانورد از شوروی، ۳۶۶ روز پیاپی را در فضا سپری کردند.

در روز ۱۲ آپریل سال ۱۹۸۱ ، شاتل فضایی ایالات متحده، کلمبیا، به فضا ارسال شد. اولین شاتل که بیش از یکبار قابل استفاده بود و اولین فضاپیمایی که می توانست در فرودگاه های معمولی نیز به زمین بنشیند.در روز ۲۸ &#۶۴۳۹۴;انویه ۱۹۸۶ سانحه ای دلخراش به وقوع پیوست. شاتل چلنجر دچار نقص فنی گردید و هر هفت سرنشین آن جان باختند. شاتل مجددا طراحی و در سال ۱۹۸۸ سفرهای خود را آغاز نمود. بار دیگر این سانحه در تاریخ ۱ فوریه ۲۰۰۳ رخ داد. این بار شاتل کلمبیا هنگام ورود به جو زمین متلاشی شد و هفت سرنشین آن نیز جان باختند.

در سالهای نخست عصر فضا، موفقیت در فضا مرهون پیشرفت کشورها در عرصه های مختلف علمی، مهندسی و نظامی بود. ایالات متحده و جماهیر شوروی دو عضو رقابتی با نام جنگ سرد بودند.

در نتیجه دو عضو مذکور در زمینه توسعه برنامه های فضایی با یکدیگر به رقابت پرداختند. در دهه های ۷۰ و ۸۰ میلادی این نبرد فضایی دو عضو را به تلاشهای فراوان و تحقیقات شگفت آوری گماشت.

این نبرد در انتهای دهه ۸۰ یعنی زمانیکه دو کشور اهداف مستقلی را در زمینه فضا پیش گرفتند کمرنگ شد.

مسئله مورد بحث در توسعه برنامه های فضایی تعادل مناسب بین سفرهای تحقیقاتی با سرنشین و بدون سرنشین به فضا می باشد. بعضی کارشناسان کاوشگر های بدون سرنشین را ترجیح می دهند چرا که ارزان تر، امن تر، و سریعترند. آنها متوجه این نکته هستند که کاوشگرها قادر به انجام سفرهایی می باشند که برای انسان بسیار خطرآفرینند.

از طرفی کاوشگرها عموما قادر به انجام عکس العمل های لازم در شرایط خاص و غیر قابل پیش بینی نیستند. امروزه اغلب طراحان و برنامه ریزان فضا، استراتژی تلفیق کاوشگرهای بدون سرنشین و سفرهای تحقیقاتی با سرنشین را ترجیح می دهند. کاوشگرها می توانند به مناطق کشف نشده فضا یا مناطق شناسایی شده سرکشی کنند و اطلاعات معینی را جمع آوری نمایند اما در بعضی شرایط، انسان باید کاوشگر را همراهی کند تا از قدرت ابتکار، انعطاف پذیری و شهامت خود برای کشف اسرار کائنات بهره گیرد.

● فضا چیست؟

فضا عرصه ای تقریبا تهی است که همه اجرام جهان درون آن در حرکتند. سیارات و ستارگان در برابر گستره پهناور فضا، مانند نقاطی بسیار کوچکند.

● آغاز فضا

هوایی کره زمین را فرا گرفته است و جو آن را تشکیل می دهد. هر چه از زمین دورتر شویم، لایه هوا نازکتر می شود. مرز مشخصی بین جو زمین و فضا وجود ندارد ولی بیشتر کارشناسان می گویند که فضا از ارتفاع ۹۵ کیلومتری (۶۰ مایل) زمین آغاز می شود.

فضایی که درست بالای جو زمین است به طور کامل تهی نیست. این فضا حاوی ذراتی از هوا، غبار فضایی و به طور محلی قطعاتی از فلزات یا مواد سنگی که به آنها احجار آسمانی می گویند،می باشد. انواع متفاوتی از پرتوها نیز در جریانند. تا کنون هزاران ماهواره ی مصنوعی به این منطقه از فضا ارسال شده اند.

میدان مغناطیسی زمین از اتمسفر این سیاره فراتر رفته و در فضا قابل رویت است. این میدان مغناطیسی، ذرات الکتریکی موجود در فضا را جذب کرده و بدین ترتیب مناطقی از پرتوهای رادیویی به نام کمربندهای ون الن (Van Allen belts) ایجاد نموده است.

منطقه ای از فضا که در آن حرکت ذرات باردار تحت کنترل میدان مغناطیسی زمین است مگنتوسفر (magnetosphere) نامیده می شود. این منطقه شبیه به قطره اشکی است که نقطه شروع آن نزدیک خورشید و به سمت زمین گسترده می شود. میدان مغناطیسی زمین فراتر از این منطقه مغلوب میدان مغناطیسی خورشید می گردد. اما وضع در مورد نیروی گرانش زمین کمی فرق دارد به این صورت که این نیرو تا فواصلی نظیر ۶/۱ میلیون کیلومتر(۱ میلیون مایل) همچنان تاثیر گذار است و میتواند ماهواره ها را در مدار خود نگه دارد.

فضای بین سیاره ها، فضای میان سیاره ای نامیده می شود. گرانش خورشید حرکت سیارات را در این منطقه کنترل می کند و منجر به گردش سیارات به دور خورشید می شود.

فواصل زیاد عموما سیارات را دور از یکدیگر در فضای میان سیاره ای نگه می دارد. برای مثال زمین با فاصله ۱۵۰ میلیون کیلومتر(۹۳ میلیون مایل) از خورشید در مدار خود در گردش است. فاصله سیاره زهره از خورشید ۱۱۰ میلیون کیلومتر(۶۸ میلیون مایل) است. زهره سیاره ایست که در هنگامیکه درست بین زمین و خورشید قرار می گیرد کمترین فاصله با زمین یعنی ۴۰ میلیون کیلومتر(۲۵ میلیون مایل) را دارد. در چنین شرایطی فاصله زهره از زمین ۱۰۰ برابر فاصله ماه از زمین است.

فضای بین ستارگان، فضای میان ستاره ای نامیده می شود. فواصل در این منطقه بسیار زیاد است به طوری که دانشمندان از واحد های کیلومتر و مایل استفاده نمی کنند. دانشمندان برای اندازه گیری فواصل در مقیاس میان ستاره ای از واحد سال نوری استفاده می کنند. یک سال نوری برابر است با ۴۶/۹ تریلیون کیلومتر(۸۸/۵ تریلیون مایل). این مقدار فاصله ایست که نور باسرعت خود یعنی ۷۹۲/۲۹۹ کیلومتر (۲۸۲/۱۸۶ مایل) در ثانیه به مدت یک سال طی می کند.

گازهای متفاوت، لایه هایی از ابرهای بسیار سرد غبار و تعداد کمی ستاره های دنباله داری که میان ستارگان، سرگردانند همینطور اجرامی که هنوز به درستی کشف و شناسایی نشده اند، در فضای بین ستاره ای وجود دارند.

 

 

 

 

 

 

توسط عبدالرحمن وهابی
ترجمه: لنا سجادیفر
http://victor۲.blogfa.com

 

 

جهان چيست؟

جهان چيست؟

جهان سازماني كامل پويا است . اين جهان روزي آغاز شد - شايد با يك انبساط بزرگ ناگهاني ماده- و ممكن است روزي پايان يابد - ما نمي دانيم ! در همين زمان (بين آغاز و پايان ) با انبساط بيشتر جهان كهكشان ها از يكديگر دورتر و دورتر مي شوند . جهان با فعاليت و حركت در حال بزرگ شدن است . ستاره ها در تمام طول زندگيشان منقبض مي شوند ، منبسط مي شوند و منفجر مي شوند . سيارات به دور ستاره ها در حال گردشند. كهكشان ها مي چرخند و ستاره هاي دنباله دار و خرد سيارك ها در منظومه شمسي در حال حركت بر روي مدار خود هستند .عناصر ،اتمها ،مولكول ها و ذره ها پيوسته بر يكديگر اثر مي گذارند و تغيير مي كنند . موجهاي الكترومغناطيس همه جا هستند (ما براي ديدن آنها بايد بيرون از محوطه وجوديشان باشيم) ممكن است همه جهان از ماده سياه ساخته شده باشد كه ما در اين مورد مطمئن نيستيم .

علم كيهان شناسي چيست؟

علم كيهانشناسي در مورد چگونگي تكامل و ساختار جهان توضيح مي دهد. اين علم شامل سوالات بزرگي مي شود . مثل : آغاز جهان چگونه بوده است ؟ آيا جهان به پايان خواهد رسيد ؟ پايان جهان چگونه خواهد بود ؟ اجزا تشكيل دهنده جهان چه تاثيري برهم ميگذارند ؟ آيا جهان مرز دارد؟ و ...

امروزه تئوريهاي مبني بر مشاهده دقيق ساختار جهان،مطالعه و بحث در مورد ان وجود دارد كه رياضيات و فيزيك پايه هاي اساسي آنها هستند .

جهان چگونه آغاز شد؟

رايجترين تئوري در مورد خلق جهان تئوري انفجار بزرگ است. اين تئوري عقيده بسياري از دانشمندان بويژه ادوين هابل اخترشناس مشهور قرن بيستم است . انفجار بزرگ مي گويد كه جهان بوسيله يك موج سنگين انرژي و ماده 10 تا 20 ميليون سال پيش بو جود آمده است . انفجار بزرگ شكل گيري گازها و ذرات موجود در آسمان و هر چيز ديگري كه در آن يافت مي شود را نشان مي دهد . اين تئوري همچنين انبساط جهان در آينده را بيان ميكند و نيز دور شدن همه اجزا آسمان ، كهكشانها ،ستاره ها و سيارات و هر چه در آن است .

چه نوع ذراتي در انفجار بزرگ خلق شدند؟

در نتيجه انفجار نخستين واكنش سريع آغاز شد و ذرات بسيار كوچك تشكيل شدند (دانشمندان مي گويند كه انفجار بزرگ يك انفجار نبود بلكه يك موج عظيم بود ) و بعد بلافاصله جز اتمي ذرات بو جود آمد (براي خلق پروتون و نوترون ) هيدروژن و هليوم اولين اتمها بودند . از تاثير اين دو عنصر اساسي بر يكديگر همه مواد ديگر - از جمله خود شما - بو جود آمدند.

جهان چگونه منبسط مي شود ؟

متاسفانه ما نمي توانيم بيرون از جهان برويم تا مشاهده كنيم كه جهان چگونه منبسط مي شود اما مي توانيم آن را تجسم كنيم اگر يك بادكنك را با گذاشتن نقطه هايي علامت گذاري مي كنيم و بعد آنرا باد كنيم نقطه ها از يكديگر دورتر مي شوند و اين درست مثل اتفاقي است كه در جهان براي كهكشانها رخ مي دهد.

آيا انبساط جهان در آينده ادامه خواهد داشت ؟

يك نظريه رايج مي گويد اين امر به چگونگي پيدا شدن مواد فيزيكي در جهان مربوط است - وما مطمئن نيستم كه چه مقدار ماده در جهان وجود دارد . مقدار ماده اي كه براي ثابت نگه داشتن جهان لازم است امگا نام دارد .امگا يك كميت مجهول فرضي از ماده است . اما دانشمندان مي خواهند كه اگر مقدار ماده از امگا كمتر يا بيشتر باشد چه اتفاقي مي افتد؟

اگر ماده كمتر از امگا جهان منبسط خواهد شد سرد تر و قسمت هاي آن از هم دورتر و دورتر مي شوند. ستاره ها احتمالا خاموش خواهند شد . زندگي همه مواد با سياه شدن و سرد شدن و دور شدن از يكديگر خواهد بود.اين مفهوم انبساط جهان را طبق نظريه باز بيان مي كند . اگر ماده بيشتر از مقدار امگا باشد ، نيروهاي گرانشي (هر ذره ماده ذره هاي ديگر را به سوي خود مي كشد .) خيلي زود يا به آهستگي و خيلي دير انبساط را متوقف مي كند و باعث مي شود ماده در هم فرو بريزد و جهان شروع به منقبض شدن كند . در بعضي نقاط جهان روي خودش سقوط مي كند . اين مفهوم به نظريه جهان بسته معروف است . به طور كلي به نام Big Crunch شهرت يافته است.

در آخر جهان Big Crunch چگونه خواهد شد؟

ما مطمئنا نمي دانيم در آخر جهان چه پيش خواهد آمد اين تئوري به جاذبه اي كه باعث شده همه چيز در جهان منقبض شده ودر خودش فرو بريزد مربوط است . دو نتيجه را دانشمندان به طور كلي پيشنهاد مي كنند : يكي تمام جهان در خودش فرو مي ريزد و در يك لحظه جهان به سياه چاله تبديل خواهد شد و اين آخر جهان خواهد بود و ديگر اينكه Big Crunch منجر به انفجار بزرگ ديگري خواهد شد و در نتيجه جهان ديگري به وجود خواهد آمد (يا جهاني مشابه جهان ما )
 
منبع: وبسايت تالار مهدويت

مكان چیست؟

مكان چیست؟

 

شامل: مقدمه، مسئله زمان و مكان، فرق بین جاى و كجایى، حقیقت مكان.
مقدمه
مبحث زمان و مكان از جمله مباحث مهم فلسفى است كه همواره مورد توجه اندیشمندان و فیلسوفان بوده و پیوسته تازگى و طراوت خود را حفظ كرده و هیچگاه دستخوش كهنگى و پژمردگى نگشته و پرونده آن به بایگانى سپرده نشده است و با اینكه نوابغ فلسفه شرق و غرب در باره آنها بسیار اندیشیده و سخن گفته‏اند و از جمله فیلسوف بزرگ شرق ابن سینا در طبیعیات شفاء به تفصیل پیرامون آنها قلم فرسایى كرده است هنوز هم جاى ژرف اندیشى و پژوهش و كاوش در زوایاى این مبحث وجود دارد .
نظریات فیلسوفان و صاحبنظران بقدرى در باره زمان و مكان مختلف و متناقض و مشتمل بر آراء شگفت‏انگیز است كه كمتر مسئله فلسفى را مى‏توان با آن مقایسه كرد مثلا از یك سوى زمان و مكان را از جواهر مجرد شمرده‏اند و از سوى دیگر آنها را تا سر حد امور وهمى و پندارى تنزل داده‏اند و كانت فیلسوف مشهور آلمانى آنها را از امور ذهنى و به تعبیر خودش صورت حساسیت دانسته است ولى غالب فیلسوفان آنها را از اعراض خارجى بشمار آورده‏اند .
در این میان فیلسوف بزرگ اسلامى صدرالمتالهین شیرازى در مسئله زمان گوى سبقت را از همگان ربوده و نظریه بسیار مهم و استوارى را ارائه داده كه مى‏توان آن را سخن نهائى در این مسئله دانست نیز مى‏توان این نظریه را پایه‏اى اساسى براى اثبات حركت جوهریه تلقى كرد كه دست كم تبیین فلسفى آن از ابتكارات و نوآوریهاى این فیلسوف عظیم مى‏باشد چنانكه در مقالات آینده روشن خواهد شد .
مسئله زمان و مكان
در همه زبانها واژه‏هایى معادل جاى و مكان و گاه و زمان وجود دارد و همه مردمان براى اشیاء مادى نسبتى به مكان و زمان قائل هستند كه آن را بصورتهاى گوناگون بیان مى‏كنند خورشید در آسمان است دریا جاى زندگى ماهیها است كتاب روى میز است و . ...
همچنانكه مى‏گویند پیغمبر گرامى اسلام ص در قرن ششم میلادى متولد شد در زمان آن حضرت جنگهایى میان مسلمانان و كافران روى داد دیروز مدرسه تعطیل بود و ... .
بطور كلى درك عمومى این است كه هر جسمى جایى دارد بلكه غالب مردم این حكم را تعمیم مى‏دهند و چنین مى‏پندارند كه هیچ موجودى بدون مكان نیست چنانكه ساده اندیشان براى خداى متعال هم جایى در آسمانها یا بالاتر از آنها تصور مى‏كنند كه البته تصورى است نادرست و در جاى خودش بیان خواهد شد و عین این مطلب در باره زمان و نسبت اشیاء و پدیده‏ها به آن هم جریان دارد .
طبعا فیلسوف كه شناختن و شناساندن حقایق اشیاء را به عهده مى‏گیرد مى‏بایست پاسخى به این سؤال نیز بدهد كه حقیقت مكان و زمان چیست مخصوصا با توجه به اینكه در بسیارى از مسائل فلسفى با این مفاهیم برخورد مى‏كنیم.
نخستین مشكلى كه در تبیین حقیقت مكان و زمان وجود دارد و آن را بصورت مسئله دشوارى در مى‏آورد این است كه مكان و زمان قابل تجربه حسى نیستند و در دام هیچیك از اندامهاى حسى ما نمى‏افتند نه با چشم دیده مى‏شوند نه با لامسه لمس مى‏شوند و نه با هیچ حس دیگرى درك مى‏شوند و در عین حال اشیاء محسوس را به آنها نسبت مى‏دهیم به گونه‏اى كه آنها را از جهان مادى محسوس بحساب مى‏آوریم و درست به همین جهت بود كه كانت آنها را بعنوان كانالهاى ذهنى براى شناختن پدیده‏هاى عینى معرفى كرد و نه بعنوان امور عینى و خارجى و گروهى دیگر از اندیشمندان آنها را امورى وهمى و پندارى شمردند و از سوى دیگر گروهى از فیلسوفان كه نمى‏توانستند وجود خارجى آنها را انكار كنند و نیز نمى‏توانستند وجودى مادى براى آنها قائل شوند معتقد به مجرد بودن آنها شدند و بالاخره بسیارى از فیلسوفان آنها را بعنوان اعراضى مادى تلقى كردند كه وجود آنها با همیارى حس و عقل ثابت مى‏شود .
طبعا هر گروهى دلیل یا دلایلى براى اثبات نظریه خودشان اقامه كرده‏اند و به نقد دلایل دیگران پرداخته‏اند و صدرالمتالهین در مورد مكان قول منقول از افلاطون یعنى مجرد بودن فضا را تایید مى‏كند هر چند صحت نسبت این قول به افلاطون جاى تردید و درخور تحقیق است .
بدیهى است كه بررسى همه اقوال و نقد همه دلیلها در حوصله این نوشتار نیست از این روى به ذكر مشهورترین اقوال بسنده كرده به تبیین نظریه مورد تایید مى‏پردازیم
فرق بین جاى و كجائى و بین گاه و چه گاهى
پیش از آنكه به بحث در باره حقیقت مكان و زمان بپردازیم لازم است این نكته را یادآور شویم كه فلاسفه میان مفهوم جاى مكان و كجایى این و همچنین میان مفهوم گاه زمان و چه وقتى متى فرق مى‏گذارند و مفهوم كجایى و چه وقتى یا چه گاهى را مفاهیمى نسبى مى‏شمارند كه از نسبت‏شى‏ء به مكان و زمان حاصل مى‏شود و در جدول مقولات ارسطوئى در میان مقولات هفتگانه عرضى نسبى قرار مى‏گیرد هر چند بنظر مى‏رسد كه اساسا اینگونه مفاهیم را نباید جزء مفاهیم ماهوى و مقولات بحساب آورد و وجه آن با توجه به ویژگیهاى انواع مفاهیم كه قبلا بیان شد(
[1])، روشن مى‏گردد .
به هر حال ارسطوئیان بر آنند كه مفهوم كجائى و مفهوم چه وقتى هر كدام مفهوم ماهوى مستقل و مقوله خاصى است و ربطى به ماهیت زمان و مكان ندارد و دیگران هم تردیدى ندارند كه اینگونه مفاهیم از نسبت به زمان و مكان پدید مى‏آید و با مفاهیم مكان و زمان فرق دارد از این روى باید توجه داشته باشیم كه بحث در باره مكان و زمان را با بحث در باره این مفاهیم نسبى و اضافى خلط نكنیم
حقیقت مكان
در باره ماهیت مكان اقوال نادرى نقل شده كه بسیار ضعیف بوده و در خور بحث و بررسى نیست و فیلسوف بنامى هم به آنها قائل نشده است مانند قول به اینكه مكان عبارت است از هیولاى اجسام یا از صورتها و فعلیتهاى آنها یا فضاى جسمانى مستقلى است كه جهان در آن گنجانیده شده است .
در میان اقوال دو قول معروف وجود دارد كه یكى از افلاطون نقل شده و بعضى از حكماء اسلامى مانند صدرالمتالهین آن را تایید كرده‏اند و دیگرى از ارسطو نقل شده و اكثر حكماء اسلامى مانند فارابى و ابن سینا آن را پذیرفته‏اند .
اما نظریه‏اى كه از افلاطون نقل شده این است كه مكان بعد جوهرى مجردى است كه مساوى با حجم جهان مى‏باشد .
ظاهر این قول عجیب بنظر مى‏رسد زیرا موجود مجرد هر چند مجرد مثالى و برزخى باشد نسبتى با موجودات مادى ندارد و نمى‏تواند ظرفى براى آنها انگاشته شود اما احتمال دارد كه در نقل و ترجمه این كلام اشتباهى رخ داده باشد یا منظور از لفظ مجرد معناى اصطلاحى آن نباشد و مؤید آن این است كه میرداماد نسبت این قول را به افلاطون انكار كرده است (
[2]) طبق این احتمال مى‏توان كلام مزبور را به این صورت تفسیر كرد كه مكان همان حجم جهان است در صورتى كه بطور جداگانه در نظر گرفته شود و به این معنى تجرید شود .
و اما نظریه‏اى كه از ارسطو نقل شده این است كه مكان عبارت است از سطح داخلى جسمى كه مماس با سطح خارجى جسم دیگر باشد مانند سطح داخلى لیوان كه مماس با سطح خارجى آبى است كه در آن ریخته شده است .
بر این نظریه اشكال شده كه اگر فرض كنیم یك ماهى در نهر جارى ایستاده باشد بدون شك سطح آبى كه مماس با سطح بدن آن است پیوسته تغییر مى‏كند و طبق نظریه مزبور باید بگوئیم كه مكان آن دائما تغییر مى‏یابد در صورتى كه فرض كرده‏ایم كه در جاى خودش ایستاده و تغییر مكانى برایش رخ نداده است .
نكته دقیق دیگرى كه باید مورد توجه قرار گیرد این است كه تعریف مزبور از دو مفهوم اساسى تشكیل شده یكى سطح داخلى جسم حاوى و دیگرى مماس بودن با سطح خارجى جسم محوى اما سطح از قبیل مقدار و از مقوله كم است و اما مماس طبق نظریه ارسطوئیان از مقوله اضافه است و از جمع بین دو مقوله مقوله سومى بوجود نمى‏آید از سوى دیگر مماس بودن حالتى است عرضى براى سطح مزبور و از این روى نمى‏توان آن را فصل و از ذاتیات آن بشمار آورد و بدین ترتیب آن را نوع خاصى از مقوله كم متصل دانست و به هر حال جاى این سؤال باقى مى‏ماند كه سرانجام مكان از چه مقوله‏اى است .
بنظر مى‏رسد اولا مفهوم مكان از مفاهیم نفسى مانند انسان و حیوان یا رنگ و شكل نیست بلكه مفهومى است عرضى مشتمل بر معناى نسبت و اضافه به شى‏ء مكاندار و براى بدست آوردن این مفهوم باید دو چیز را از دیدگاه خاصى با یكدیگر بسنجیم تا یكى را مكان دیگرى بحساب آوریم و این نشانه آن است كه مكان از قبیل مفاهیم ماهوى و داخل در مقولات نیست تا در صدد تعیین مقوله آن باشیم بلكه مفهومى است انتزاعى .
ثانیا براى اینكه چیزى را مكان چیز دیگرى بدانیم لازم نیست كه ماهیت‏خاص یا جوهر آن را در نظر بگیریم مثلا وقتى لیوان را مكان آب مى‏دانیم از آن جهت نیست كه جسمى است بلورین یا هنگامى كه آب را جاى ماهى مى‏نامیم از آن جهت نیست كه مایعى است مركب از اكسیژن و ئیدروژن بلكه از آن جهت كه گنجایش شى‏ء مكاندار را دارد و آنچه در حقیقت لحاظ مى‏شود ظرفیت آن است نه جوهر آن .
با توجه به این دو نكته مى‏توان گفت هر گاه مقدارى از حجم جهان را جداگانه در نظر بگیریم و آن را با جسمى كه در آن گنجیده است بسنجیم حجم مزبور مكان آن خواهد بود .
لازم به تذكر است كه گاهى مكان بر مقدار حجمى اطلاق مى‏شود كه گنجایش بیش از شى‏ء منسوب به آن را دارد چنانكه خانه و شهر را مكان شخص مى‏نامند فلاسفه به این نكته توجه داشته‏اند و چنین مكانهایى را مكانهاى غیر حقیقى نامیده‏اند .


[1] .مقاله اقسام مفاهیم كلی
[2] . ر. ك قبسات ص 164.

استاد محمد تقي مصباح يزدي- آموزش فلسفه،جلد2